تبليغاتX
گام های معلق - خواب

تو تاکسی نشسته بودم چندروز پیش. راننده یه نگاهی بهم انداخت و پرسید:

-آقا موهات روخودت سفید کردی یا خودش سفید شده؟

-  خودش سفید شده..

- چقدر قشنگ سفید شده...

 

ایرن صبح زود رفته سرکارواز رفتنش بیدارم.اصلا حس ندارم از تورخت خواب بلند شم.چندین ساعته از این طرف به اون طرف غلت میزنم ودیوارهای سفید و مضحک اتاق رونگاه میکنم.موبایلم پشت سرهم زنگ میخوره و جواب نمیدم...

جلوی آینه می ایستم .موهام خیلی بلند شده.خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی.

سرم خیلی درد میکنه. خیلی دوست دارم جمجمه ام رو بشکافم و این موجودات سیاه ریزی که شبانه روز مراسم رژه دائمی  تو سرم برگزار میکنن روببینم ودر یه حرکت ناگهانی کل محتویات سرم رو تو سطل آشغال خالی کنم .

از بس موهام بلنده حتی نمیتونم با خارشی که از حرکت همین جونورهای سیاه، که تو سرم ایجاد شده مقابله کنم و سرم رو بخارونم...

قیچی روبرمیدارم ویه راست میبرم توموهام...از این ور به اونور...همه مسیرهای ممکن رو طی میکنم...

اما نمیدونم چرا تیغه بالایی رورو تیغه پایینی فرود نمیارم وخودم روراحت نمیکنم...

برمیگردم توتخت و پتورومیکشم رو سرم یا شایدم هیچوقت ازجا پا نشده بودم...

 

به درب پارک شهر که میرسم،همون دربی که به کتابخونش نزدیکتره، از کشف مسیر نزدیک خونمون تا اونجا خوشحال میشم اما اونقدر عمیق نیست که به تنم نفوذ کنه.

جلوی درب کتابخونه به وفور پسر دخترایی رومیبینی که به بهانه درس خوندن واسه کنکور اومدن اونجا اما حالا بیخیال درس شدن و دارن با هم میگن و میخندن.

نگاهم رو یه جفتشون قفل میشه. انگار هراسی به دلشون میشینه از نگاه من و یه کمی مراعات میکنن.ازشون که عبور میکنم برمیگردم ومیخوام دلیل نگاهم روتوضیح بدم براشون که اونها روتو همون حالت قبلی میبینم...

 

کتاب درخواستی ایرن روبراش میگیرم ومیذارم تو کوله ای که از امروز آوردمش با خودم..

کوله ماله ایرنه و الان دیگه میتونه با خیال راحت برای خودش یه کوله نو بخره...

از پارک که عبور میکنم همه جا مثل همه یا نیست ومن فکر میکنم هست...

احساس میکنم گم شدم..یه دور کامل دور خودم میچرخم، اتفاق جدیدی نمیوفته.دور بعدی...هیچ...

وهمین طور دورهای بعد...

اونقدر که سرم گیج میره و میشینم رویه نیمکت...

الانه که بزنم زیر گریه...اما گریه ام نمیگیره...زانوهام رو بغل میکنم وسرم رو میون زانوهام قایم میکنم....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 2:19  توسط منو خودم  |